محمد دريايى

566

دانشنامه طب اهل بيت ( ع ) ( فارسى )

ميان خدا و خلق خدا كسانى باشند كه روشنگران راه او باشند و آنان پيامبران و برگزيدگانى از خلق اويند ؛ حكيمانى تربيت يافته در كانون حكمت و وحى و برانگيخته شده از طرف او . آنان در حالات و احوال با انسان‌ها شريكند ، چنان‌كه در خلقت و آفرينش ، همانند مردمند اما تأييد شده از سوى خداى حكيم و دانا و براى اثبات حقانيت خود و مجهز به دلايل ، براهين و شواهد گوناگونند ، مثل زنده كردن مردگان و شفاى كوران و مبتلايان به برص . زنديق : اصولا اشيا و پديده‌ها از چه چيز به وجود آمده و آفريده شده‌اند ؟ امام : نه از چيزى . زنديق : چگونه چيز از ناچيز به وجود مىآيد ؟ امام : اشياء ، چيزها و پديده‌ها از دو حال خارج نيستند : يا از چيزى آفريده شده‌اند و يا از ناچيزى ، اگر از چيزى كه همراه آنها بوده آفريده شده‌اند پس آن چيز ، قديم است و چيز قديم ، حادث و فانى و دگرگون نمىشود . وانگهى ، آن چيز يك ماهيت و يك رنگ بيش نيست ، پس اين همه رنگ‌هاى گونه‌گون از كجا به وجود آمده و اين همه ماهيت‌هاى فراوان و انواع مختلف كه در اين عالم هستند چگونه هستى يافته‌اند ؟ ! و اگر اين چيزى كه اشيا و پديده‌ها از آن بوجود آمده‌اند موجود زنده‌اى است ، پس مرگ از كجا آمده است ؟ و هرگاه آن چيز ، موجود مرده‌اى است پس حيات و زندگى چگونه پديد آمده است ؟ [ و از ديگرسو ] اشياء و پديده‌ها نمىتوانند از يك موجود زنده و مرده‌ى قديمى ازلى بوجود بيايند ؛ زيرا از موجود زنده ، مرده در نمىآيد كه زنده‌ى [ قديم ] دايما داراى حيات است و توصيف مرده هم با صفت قديم و ازلى نادرست است كه مرده ، قدر و بهايى ندارد . امام عليه السّلام در اين بيان كه ساده و به دور از اصطلاحات فنى و علمى است ، مطلب دقيق و ظريفى را با نكوترين شيوه توضيح داده و با تقسيم منطقى و ترسيم مختصات عقلى و برهانى هر انسان منصفى را به پذيرش حقيقت وامىدارد . به‌هرحال آن شئ و چيزى كه اشيا و چيزها از آن بوجود آمده‌اند اگر ازلى و قديم مىبود پس به همراه خداى تعالى بايد چيزى وجود داشته باشد كه سخن نخست تكرار مىشود و آن اينكه آن چيز از چه چيز آفريده شده است ؟ مضافا اينكه هيچ موجود ازلى و قديم نمىتواند حادث باشد و چيز مرده نمىتواند منشأ حيات باشد و چيز مرده از چيز زنده صدور نمىيابد و اساسا حيات و ممات و مرگ و زندگى يك جا جمع نمىشوند و اگر آن